X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1392 در ساعت 01:30 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : مامانی

عنوان : ببخش که گازت گرفتم..................!


 

روزها میگذره و تو بزرگ و بزرگتر میشی .

انقدر بزرگ که دیشب که روی مبل لم داده بودم وتلوزیون نگاه میکردم یهو دلم تکون خورد.

انقدر واضح که تعجب کردم .

دیشب باباباییت کلی از روی دلم به تو نگاه کردیم و به این فکر کردیم که الان یه آدم کوچولو اون توئه و داره ورجه وورجه میکنه .

تو هم انگار فهمیده بودی که ما داریم نگات میکنیم و کلی واسمون قر دادی جوجه.

دیشب به باباییت میگفتم که یعنی و قتی که این بچه دنیا بیاد هم انقدر کوچکترین کاراش برای ما شیرین و جالبه ؟

یاد وقتایی میافتم که یه بچه ای یه کار بیمزه میکنه و بابا ومامانش کلی واسش ذوق میکنن و کارشو با آب و تاب واسه همه تعریف میکنن .

حالا خودمو ن به همون وضعیت دچار شدیم و دیشب که داشتی اونجوری وول میخوردی دلم میخواست اون پاهای کوچولوتو بگیرم و از تو دلم درت بیارم . ولی خدارو شکر که امکانش نبود چون اگه اون موقع دستم بودی درسته قورتت میدادم جوجه .

باورت نمیشه که من چقدر منتظر روزیم که صبح از خواب بیدار شم و بیام بالاسر تخت تو ................ببینم که کلی وقته از خواب بیدار شدی و داری واسه خودت اینور و اونورو نگاه میکنی .........بعد تا منو میبینی بهم میخندی ...............

یا وقتی که یهویی ببینم که پاتو کردی تو دهنت ................... چقدر این حرکت بچه ها رو دوست دارم .................

یا وقتی که دستت تا مچ تو دهنته و نزدیکه بالا بیاری .................. و دستت خیس خیس شده ...........

همه این وقتا احتمالا یه گاز گنده ازت بگیرم جوجه ....................... پیشاپیش معذرت