X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1392 در ساعت 01:45 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : مامانی

عنوان : روز مادر.......................!


 

امروز روز مادره......................

وچقدر خندم میگیره از اینکه امسال من هم مادر هیتم . نمیدونم چرا ولی مثل شوخی میمونه .

یعنی همه مادرا همینجوری بودن اولش؟

احساس میکنم مثل مامانم نیستم . یعنی اگه اون مادره پس من چیم ؟

احساس میکنم هنوز به اون حد از فداکاری و مهربونی نرسیدم و نکتش اینجاست که هیچ وقت هم دلم نمیخواد که اونقدر فداکار باشم . دلم نمیخوادبا بچه دار شدن خودمو یادم بره و از همه چیزم بگذرم . فکرنمیکنم که این حس خودخواهی باشه . به نظرم مادری که خودشو یادش نرفته مادر بهتریه .............

امیدوارم که زمان هم مجبورم نکنه اونجوری بشم .

خلاصه اینکه نمیدونم تعریف مادر بودن چیه . من دوست دارم تو همیشه شاد و سالم و موفق باشی و برای اینکه به اینا برسی هر کمکی بتونم بهت میکنم ولی تو تصواراتم این نیست که با اومدن تو کار و زندگی و ورزش و تفریح برای من تمومه . دلم نمیخواد یه آدم مرده باشم....

یه حس خاصی دارم .

حالا خودت میتونی قضاوت کنی ........ با این شرایط من مامان هستم یا نه؟

تمام تصوراتم از روزای با تو بودن انقدر شیرینه که دلم ضعف میره . مثلا از تصور اینکه تو کوچولو باشی و با هم بریم حموم ......وانو پر آب کنیم و یه عالمه اسباب بازی بریزیم توش.مثل این اردکای پلاستیکی که برات خریدم ، عروسک ، قایق .......

توداری با زی میکنی من با مشت بکوبم رو آب و کلی آب بریزه رو صورتت . تو بخندی و همین کارو تکرار کنی . انقدر به هم آب بپاشیم و بخندیم و عروسکا رو بشوریم وقایق بازی کنیم که خسته بشیم...............

.

.

.

عزیزم

دلم میخواد همیشه بخندی ................. ولی بیشتر دلم میخواد بلد باشی با وجود مشکلات هم بخندی ................. نمی تونم همه عمر جاده صاف کنت باشم ولی میتونم جوری تربیتت کنم که همیشه قوی باشی ...................

خداییش مامان به این باحالی کی دیده تا حالا؟

 

11/ 2 / 92