X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : سه‌شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1392 در ساعت 01:16 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : مامانی

عنوان : دخمل باشی عسل خانوم....................!


سلام عزیزم .........

اون موقع ها که بچه تر بودم همیشه دلم میخواست که یه خواهر داشته باشم .

یه خواهر که باهاش کارای دخترونه بکنیم.

همیشه تو خاله بازیای تنهاییم جای یه نفر دیگه خالی بود.

بزرگتر که شدم یه حرفایی بود که به داداشام نمیشد بگم .

یه چیزایی که من دوست داشتم به نظر اونا خنده دار بود.

بازم بزرگتر شدم و بازم دلم یکی رواز جنس خودم میخواست .

همیشه کلی به دختر عموم اصرار میکردم که بیاد بمونه خونمون و چقدر اون چند روز که میومد پیشم خوش میگذشت . شبا تا صبح حرف میزدیم و میخندیدیم.

.

.

.

شاید به خاطر همینه که من انقدر دوستای خوب دارم و انقدر دوستام برام مهم هستن .

چون من عاشق بیرون رفتن با دخترا هستم . عاشق خرید . بوی لاک . دامنای کوتاه چین دار و هزار تا چیز دخترونه دیگه.

.

.

.

.

پر حرفی نکنم .

همه اینا رو گفتم که اینو بگم:

همیشه دعا میکردم که اگه یه روزی خواستم بچه دار بشم .................. یه دختر داشته باشم .

کمد شو پرکنم از گل سر و عروسک و دامن و لاک و .....................

 لباسای قشنگ تنش کنم و دستشو بگیرم و با خودم ببرمش بیرون .

موهاشو شونه کنم و براش لاک بزنم .

شبا برم تو اتاقش و با هم حرفای دخترونه بزنیم .

.

و الان مطمئنم که خدا داره بهم یه دخمل ناز هدیه میده .

میدونم که دختری .................

یادت باشه که خیلی قبل از بوجود اومدنت مامانی دوست داشته و منبظرت بوده عسل خانومی